تا به حال شده بی‌دلیل دلتنگ شوید؟ یا در یک موقعیت کاملاً جدید، احساس کنید که «من در گذشته اینجا بوده‌ام»؟ یا شاید استعدادی دارید که هیچ‌وقت برایش کلاس نرفته‌اید، اما انگار هزار سال است که آن را بلدید.

ما عادت کرده‌ایم فکر کنیم زندگی‌مان از روزی که در شناسنامه ثبت شده، شروع شده است. اما اگر اینطور نباشد چه؟ اگر شما مسافری باشید که چمدانش را در ایستگاه قبلی نبسته و با همان لباس‌ها و همان خاطرات محو، سوار قطارِ زندگیِ امروز شده باشد چه؟

در آسترولوژی تکاملی و تحلیل چارت‌های عمیق (D60)، ما معتقدیم یک «نامه محرمانه» وجود دارد. نامه‌ای که نسخه‌ قدیمی شما برای نسخه‌ امروزی‌تان نوشته است. بیایید این نامه را باز کنیم و ببینیم چه رازهایی در آن نهفته است.

پاراگراف اول: «من خسته‌ام، تو استراحت کن» (حافظه سلولی)

 

اولین بخش این نامه درباره خستگی‌های بی‌دلیل است. بسیاری از ما حامل یک حافظه روحی هستیم. در تحلیل‌های دقیق کارمایی (چارت شصت‌گانه)، گاهی می‌بینیم فردی که امروز زندگی مرفه و اجتماعی دارد، در زندگی گذشته یک راهب، مرتاض یا فردی منزوی بوده است. این فرد در نامه خود نوشته: «من سال‌ها در سکوت و تنهایی ریاضت کشیده‌ام. اگر امروز در شلوغیِ جمع احساس کلافگی می‌کنی، به خاطر من است. من هنوز به سکوت عادت دارم!»

یا شاید برعکس؛ روحی که در گذشته جنگجویی خستگی‌ناپذیر بوده و برای یک عقیده جنگیده است. او امروز به شما شجاعت می‌دهد، اما گاهی هم خشمی پنهان را در وجودتان بیدار می‌کند که نمی‌دانید از کجا می‌آید. خواندن این خط از نامه، به شما می‌فهماند که این احساسات، دیوانگی نیستند؛ پژواک گذشته‌اند.

پاراگراف دوم: «این راه را نرو، تکراری است!» (محور گره‌ها)

 

بخش دوم نامه، یک هشدار جدی است. روح شما در زندگی‌های قبل، مهارت‌هایی را به اوج رسانده است. این مهارت‌ها اکنون در جایگاهی به نام «کیتو» (گره جنوبی ماه) ذخیره شده‌اند. شاید شما در گذشته یک هنرمند بزرگ بوده‌اید که تمام زندگی‌اش را وقف خلق کردن کرده و حالا از شروع دوباره می‌ترسد. یا شاید مادری فداکار بوده‌اید که خود را فراموش کرده است.

پیام نامه این است: «عزیز دلم، ما قبلاً این درس را پاس کرده‌ایم. دوباره تمام عمرت را صرف تکرار مکررات نکن.» این بخش از نامه به شما می‌گوید که چرا با وجود موفقیت در برخی کارها، احساس رضایت نمی‌کنید. چون روح شما تشنه‌ تجربه‌ای جدید (راهو) است، نه تکرار افتخارات کهنه.

پاراگراف سوم: «این بار سنگین مال تو نیست» (میراث اجدادی)

 

گاهی در نامه، پیامی از طرف دیگران وجود دارد. غم‌هایی که می‌خورید، همیشه مال خودتان نیستند. در چارت تولد، ما خطوطی نامرئی را می‌بینیم که ما را به هفت نسل قبل وصل می‌کنند. ممکن است شما حامل «سوگِ حل نشده‌ مادربزرگ» یا «شکست مالی پدربزرگ» باشید.

نامه می‌گوید: «من نتوانستم این زنجیره را قطع کنم، اما تو می‌توانی.» شما انتخاب شده‌اید تا “قهرمانِ خاندان” خود باشید. وقتی می‌فهمید که ترسِ عجیبِ شما از فقر یا تنهایی، ریشه در داستانِ خودتان ندارد و یک میراث است، نیمی از بار از روی دوش‌تان برداشته می‌شود.

پاراگراف چهارم: «قرارمان یادت نرود!» (رسالت روح)

 

و در آخر، مهم‌ترین خط نامه. جایی که روح یادآوری می‌کند چرا دوباره به زمین برگشته است. در آسترولوژی به این قول و قرار، «آتماکاراکا» می‌گویند. این سخت‌ترین درسی است که قبول کرده‌اید یاد بگیرید.

  • شاید قول داده‌اید که یاد بگیرید چگونه «بدون قید و شرط عشق بورزید».

  • شاید قول داده‌اید که «غرور را کنار بگذارید و خدمت کنید».

  • یا شاید آمده‌اید تا یاد بگیرید «درد را به قدرت تبدیل کنید».

این خط از نامه، قطب‌نمای زندگی شماست. وقتی آن را می‌خوانید، تمام رنج‌های زندگی‌تان معنا پیدا می‌کنند. می‌فهمید که هیچ‌چیز تصادفی نبوده و همه چیز برای این بوده که شما به قول‌تان وفا کنید.

چطور این نامه را کامل بخوانیم؟

این نامه در گاوصندوقی در اعماق ناخودآگاه شماست و کلید آن، زمان و مکان دقیق تولد شماست. تمام آن حس‌های عجیب، ترس‌های بی‌دلیل و کشش‌های ناگهانی، جملاتی از این نامه هستند که سعی دارند شنیده شوند.

در آستروفیا، ما کارمان این است که این خطوط ناخوانا را برای شما ترجمه کنیم. محصول «تفسیر چارت کارما»، بازخوانی دقیق و کلمه‌به‌کلمه‌ی همین نامه است. نامه‌ای که خواندنش، صلح عمیقی را به قلب‌تان برمی‌گرداند؛ چون بالاخره می‌فهمید که کیستید، از کجا آمده‌اید و قرارتان برای فردا چیست.

[می‌خواهم نامه محرمانه روحم را باز کنم]